عماد الدين حسن بن علي الطبري

71

مناقب الطاهرين ( فارسي )

مىكردند كه به خانهء وى فرود آيد . امّ ابى ايّوب در جست و رحل اشتر بگشود و در خانهء خويش برد . چون خلق بسيار بر وى جمع شدند و التماس نزول مىكردند در منزل خويش ، رسول ( صلعم ) فرمود : اين الرّحل ؟ گفتند : امّ ابى ايّوب با خانه برد . رسول ( ص ) فرمود : المرء مع رحله . و ابو ايّوب را خانه بود دو بطن . بر رسول ( ص ) عرض كرد . رسول ( ص ) گفت : مردم به من آيند . بطن نه برين لايقتر بود . ابو ايّوب گويد : من و مادر همه روزه احتياط مىكرديم تا قطرهء آب يا غير آن بر رسول اللّه نيايد . و اشتر رسول را اسعد بن زراره به خانه برد . و مسلمانان اوس و خزرج و مهاجر همه روزه تردّد مىكردند به خانهء رسول ( ص ) . و ابو امامه اسعد بن زراره و سعد بن عباده و سعد بن خيثمه و منذر بن عمرو و سعد بن ربيع و اسيد بن حضير به نوبت طعام مىفرستادند . و سعد بن عباده افطار در خدمت رسول كردى . و از آن يك قصعه « 1 » كه حاضر كردندى جملهء خلق بخوردى و تمامت همچنان مملوّ بودى . تا اسيد روزى كس نيافت كه ديگ بر گيرد و به خويشتن بر گرفت . و وى از نقبا و اشراف قبيله بودى . رسول ( صلعم ) از نماز بازمىآمد ، وى را ديد كه ديگ بر دوش گرفته بود . عذر خواست و گفت : بارك اللّه عليكم . اسيد گفت : لم اجد احدا يحمله : كس نيافتم كه بر گيرد ، من به خويشتن تحمّل كردم . و زنان و دختران بنى النجّار با دفها بيرون آمدند و اين نظم مىگفتند : نحن جوار من بنى النّجّار * يا حبّذا محمّد من جار يهود بنى قريظه و بنى نضير و قينقاع بيامدند . رسول ( ص ) حجّت بر

--> ( 1 ) - قصعه : كاسه ، قدح .